من در این ظلمت عشق

راه گم کرده و پای آبله ام

در دلم غوغاییست

در سرم آشوبیست

تشنه ی  جرعه نگاهی هستم

زخمی خنجر تنهایی و درد

درد بی همدردی

درد بی هم سفری

اما نه

همسفر من دارم

حسرتی مبهم و دیرین و عمیق

همره و هم سفر قلب من است..